امروز   دوشنبه   مورخ   30/مهر/1397   ساعت 06:54
کانال تلگرام
صفحه اینستاگرام
کانال آپارات
سامانه DMIS
تالار گفتمان
سامانه RaroMIS
نقشه 1
نقشه 2
گروه : اخبار
تاریخ انتشار : 09/مهر/1397
نویسنده : رضا صالح‌خیر
تعداد بازدید : 155
کد خبر : 3357
روان خسته امدادگران را دریابیم

چه آسیب هایی متوجه نیروهای کمکی در حادثه است؟

روان خسته امدادگران را دریابیم

 

 

عطیه کریمی: زمانی‌ که حوادثی مانند زلزله، سیل یا حوادث رانندگی اتفاق می‌افتد، نخستین گروهی که به سرعت در محل حادثه حاضر می‌شود، امدادگران هستند، منظور از امدادگران گروه وسیعی از افرادی است که ماموریتشان نجات جان انسان‌ها در مواقع بحران است و این گروه می‌تواند شامل آتش‌نشان، پزشک آمبولانس، تکنیسین اورژانس یا امدادگران جمعیت هلال‌احمر باشد. این افراد نخستین کسانی هستند که به اصطلاح به داد حادثه‌دیده می‌شتابند و مهمترین تماس و برخورد را با آسیب‌‌دیدگان و مجروحان دارند.

حادثه‌ها یکی پس از دیگری اتفاق می‌افتد و عموما وقتی یک رویداد طبیعی تمام می‌شود، توجه همه به سمت بازماندگان است و کسانی که در این میان کمتر به آنها توجه می‌شود، امدادگرانی هستند که بدون ‌شک از نظر روحی تحت‌تأثیر حوادث مختلف و صحنه‌های دلخراش زیادی قرار می‌گیرند. هدف از این گزارش، پرداختن به لزوم توجه به وضع سلامت روان امدادگران است؛ اینکه این افراد با دیدن صحنه‌های خونریزی، درد، مصدومیت و‌ پیکرهای بی‌جان آدم‌ها چه حالی پیدا می‌کنند؟ و تکرار این صحنه‌ها چه تأثیراتی روی سلامت جسمی و روحی آنان می‌گذارد؟

امدادگرانی که روحیه قوی دارند
نخستین موضوعی که باید به آن توجه کرد، این است که امدادگران در طول یک حادثه در معرض چه آسیب‌هایی هستند؟ موضوع بعدی این است که بعد از تمام‌شدن حادثه امدادگران خودشان باید چه تمهیداتی پیش گیرند تا اثرات منفی حادثه را از روح و روان خود دور کنند؟ و درنهایت اینکه امدادگران با وجود داشتن سوابق و تجربیات گوناگون در عملیات‌های امدادی در حادثه بعدی باید چقدر آمادگی داشته و آموزش‌های لازم در این زمینه را دیده باشند. موضوع این گزارش بهانه‌ای شد تا از منظر یک متخصص روانشناسی اجتماعی به سلامت روان امدادگران نگاه کنیم. موضوع را با مصطفی تبریزی، روانشناس اجتماعی درمیان گذاشتیم؛ این روانشناس در پاسخ به این پرسش «شهروند» که امدادگران بعد از حضور و امدادرسانی در حوادث و با دیدن صحنه‌های دلخراش چه تأثیری ممکن است بگیرند و چه آسیب‌هایی تهدیدشان می‌کند، عنوان می‌کند: امدادرسان‎ها اگر دارای شخصیت قوی باشند، آسیبی که می‌بینند، خیلی کم است، چون مخصوصا در فرهنگ ما وقتی با یک مشکلی مواجه می‌شویم، به جای اینکه مشکل را حل کنیم، آن مشکل را به خودمان هم انتقال می‌دهیم.
تبریزی با یک مثال ساده، مسأله را ملموس‌تر بیان می‌کند: مثلا وقتی مادر ما مریض یا افسرده‌ است، ما هم ممکن است افسرده شویم. اگرچه در پزشکی این امر نباید اتفاق بیفتد؛ مثلا اگر مادر ما سل بگیرد، ما سعی نمی‌کنیم سل بگیریم یا اگر وبا بگیرد، ما سعی نمی‌کنیم وبا بگیریم، بلکه سعی می‌کنیم سالم و قوی بمانیم تا بتوانیم به مادرمان خدمت کنیم. اگر چنانچه یاری‌دهنده و امدادگر این روحیه عقلانی را داشته باشد و به خود گوشزد کند که وظیفه من این است به مردم کمک کنم و در حین کمک‌رسانی سلامت و شادابی خودم را حفظ کنم؛ درعین اینکه آرامش خودم را به هم نریزم، این امدادگر می‌تواند موفق‌تر عمل کند.

امدادگران،  مراقب درهم‌ آمیختگی‌ها باشند
تبریزی در رابطه با اینکه آسیب‌های روانی پس از عملیات‌های نجات چه تأثیری ممکن است روی کار و زندگی شخصی آنها داشته باشد، توضیح می‌دهد: «همان‌طور که گفتم، چنانچه ما به‌عنوان امدادگر آدم‌های قوی باشیم و عقلانی کار کنیم، تأثیر چندانی نمی‌گذارد ولی اگر ضعیف باشیم، مشکل را به خود انتقال می‌دهیم. در اصطلاح روانشناسی به آن (درهم‌ آمیختگی) می‌گوییم؛ یعنی اگر فردی دچار مشکلی است، ما هم به آن دچار می‌شویم و همان مشکل را در خودمان تجدید می‌کنیم. اگر به این شکل باشد، ممکن است روی زندگی و کار ما تأثیر بگذارد؛ ولی اگر درهم آمیختگی انجام نشود، یعنی به شکل عقلانی به فرد مقابل کمک ‌کنیم و خودمان را درگیر رویداد نکنیم و در حفظ سلامتی خود تلاش کنیم، تأثیری منفی روی کارهای ما نخواهد گذاشت. باید توجه داشته باشیم که منظور از عدم تأثیرپذیری و درهم‌آمیختگی امدادگران با ماموریت‌ها و اتفاقات تلخی که شاهدش هستند، به منزله این نیست که آنها روحیات عاطفی انسان‌های عادی را ندارند؛ آنها هم مثل همه آدم‌ها از اتفاقات تلخ و ناگوار متأثر می‌شوند اما هیچ نوع تخریب و تغییری در سلامت روانشان ایجاد نمی‌شود.


احترام اجتماعی برای فعالان امدادونجات
به اعتقاد این روانشناس این تأثیرپذیری دقیقا بستگی به خود فرد امدادگر دارد؛ ممکن است امدادگری با صحنه‌های مرگ و خودکشی و... مواجه شود و خیلی تحت ‌تأثیر قرار گیرد، خودزنی و گریه و شیون کند، افسرده شود و در ادامه در محل کار کسل باشد ولی در همین وضع مشابه امدادگر دیگری خدمت‌رسانی کند ولی سلامت و قوت خویش را حفظ ‌کند، اثری که هر دوی اینها بر روی امدادجو می‌گذارند، یکسان است ولی فرد اول آسیبی اضافی بر خود وارد کرده است؛ بنابراین کاملا بستگی به فرد دارد، این حوادث نیستند که تأثیر می‌گذارند، بلکه این حوادث وارد مغز ما می‌شوند و این مغز ما است که تصمیم می‌گیرد چه واکنشی نشان دهد. تبریزی در پاسخ به این سوال که حالا وظیفه ما به‌ عنوان مردم برای حفظ روحیه امدادگران چیست و چگونه باید با آنها برخورد کنیم، توضیح می‌دهد: ما هر قدر به کسانی که کار امدادی انجام می‌دهند، احترام بگذاریم و آنها را مورد قدردانی قرار بدهیم، تأثیر بسیار خوبی بر آنها دارد. اگر آنها امدادگرانی هستند که خودشان را در معرض آسیب‌های روانی می‌بینند، باید مورد آموزش‌های تخصصی قرار گیرند؛ چرا که  خود‌تخریبی کمکی به امدادجو نمی‌کند. وی درباره اینکه امدادگران چه رفتاری را باید در پیش بگیرند تا بتوانند به خود کمک کنند و اثرات منفی را از خودشان دور کنند، می‌گوید: اگر شخصیت ضعیفی دارند با استفاده از دوره‌های روانشناسی یا کتاب‌های آموزشی به بازسازی شخصیت خود و قوی‌کردن آن بپردازند و باورهای غلط را از خود دور کنند.


از توان‌افزایی فردی تا بیان احساسات و عواطف منفی
با توجه به صحبت‌های تخصصی این روانشناس می‌توانیم به یک جمع‌بندی در ارایه راهکارهایی برای ارتقای بهداشت روانی امدادگران بپردازیم که با رعایت این موارد می‌توانیم امدادگرانی سالم، شاداب و آماده خدمت به همنوعان داشته باشیم.
افرادی که از نظر روانی آمادگی و توان برخورد با صحنه‌های دلخراش و استرس‌زا را ندارند، نباید به ‌عنوان امدادگر در صحنه حضور داشته باشند. امدادگرانی که به منطقه اعزام می‌شوند باید توان مقابله و مهار واکنش‌های خود را داشته باشند. پس از پایان مأموریت، جلسات خاصی برای بیان احساسات و عقده‌گشایی برگزار شود تا امدادگران با بازگویی احساسات و عواطف منفی و به اشتراک‌گذاری این تجربیات و تأکید بر خاطرات شیرین و شجاعانه در امر امدادونجات، اثرات منفی این تجربیات را به حداقل برسانند. یک سوی دیگر این موضوع به جامعه و مسئولان نهادهای امدادونجات برمی‌گردد؛ مهمترین نکته این است که امدادگران مورد تشویق و ترغیب قرار گیرند و از حمایت بیشتری برخوردار شوند. مسئولان پس از ارزیابی و بررسی نوع نیازهای امدادگران، امکانات لازم را برای امدادرسانی در اختیار آنها قرار دهند. در عین حال قبل از وقوع حادثه باید سازماندهی و هماهنگی لازم درون و برون‌بخشی در مسأله امدادرسانی انجام و وظایف و حدود مسئولیت‌ها مشخص شود. نهایتا اینکه  درمجموع شناخت منابع استرس امدادگران و حمایت‌های عاطفی-روانی و نیز رفع نیازهای آنان و برنامه‌ریزی صحیح توسط مدیران و مسئولان باعث ارتقای کیفیت و کمیت امدادرسانی خواهد شد.